خواب از سرم پریده دلم بی قرار توست
خانم تمام زندگی من دچا توست
خانم تمام زندگی و عشق من تویی
دار و ندار و روز و شب و روح و تن تویی
خانم دلیل مستی و حیرانی منی
آفتاب روزهای زمستانی منی
بی عشق ناب تو به تکامل نمی رسم
بی هیچ شبهه نیمه ی پنهانی منی
تو سرنوشت گم شده ی سالهای دور
بر متن عاشقانه ی پیشانی منی
با آنکه زیر و رو شده ام با تو - باز هم
تنها امید لحظه ی ویرانی منی
خانم تمام مشکل من بی تو بودن است
نام تو را نبردن و از تو سرودن است
آن صبح که تمام زمین سبز پوش بود
چشمم به راه بود دلم هم به گوش بود
- ساعت دو است آه چرا دیر کرده است
این انتظار تلخ مرا پیر کرده است
یکباره تلفن - بفرما عزیز من
سیمرغ بال بسته ی قله گریز من
«از در درآمدی و من از خود به در شدم»
در چشمهای روشن تو غوطه ور شدم
آری قامت تو سراپا قشنگ است
بنشین که پایت روی چشم هوشنگ است
دریای من برقص که طوفان شدن خوش است
از تن درار جامه که عریان شدن خوش است
«بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست
بگشای لب که قند فراوانم آرزوست
بیدار بودم از تو و رویا ادامه داشت
عریان شدی سکوت تو اما ادامه داشت
خانم اجازه حرف مرا گوش میکنی؟
خود را برای عشق من آغوش میکنی؟
وقتی تو را نترس در آغوش داشتم
انگار روی ابر قدم میگذاشتم
انگار صد فرشته مرا روی دستها
دارند میبرند آن سوی هست ها
انگار خلسه گاه زمین چشمهای توست
اوج سکوت صاعقه در صدای توست
دیدم که از تب،هیجان گر گرفته است
خاک دلم که عاشق آب و هوای توست
دیدم در آسمان دل بیقرار من
برق ستاره ها اثر جای پای توست
دیدم که تو برای همیشه برای من
دیدم که من برای همیشه فدای توست
دیدم که جامه ی تن هم می شویم ما
در بود هم نمود عدم میشویم ما
دیدم تمام تن من گرم رفتن است
تک شاخ بال دار جنون مرکب من است
دریا اگر کمر به سفر در تو بسته است
مانند آفتاب نمازش شکسته است
پایش به عمق خواب زمین رفته بی گمان
جنگل اگر نوشته از این جاده خسته است
تاریخ هیچ گاه ندیده است لحظه ای
طوفان عشق سرخ تو از پا نشسته است
اما دلم که راه تو را رفته تا به اوج
یکباره از تمام زمین دست شسته است
دل دست شست و گفت که دست خودش نبود
در مسلخ الهه ی آتش فدا شود
زیبای من الهه ی آتش طلوع کن
خود را برای فتح زمانه شروع کن
از صبح روشنی که تو و من شدیم ما
یک باره مثل لاله و لادن شدیم ما
آنگونه وصل تن مجروح هم شدیم
یک روح در دو ....وای نه! یک تن شدیم ما
خانم ببین که سایه ی ما هم یکی شده است
بود و نبود من و تو با هم یکی شده است
خانم اجازه بی تو نفس هم مجاز نیست
حوای من بدون تو آدم مجاز نیست
خانم بدون تو شعر من دلنشین نبود
حرف دلم به جز دو سه خط نقطه چین نبود
وقت شروع عشق و گل و بوسه - پای من
مانند سرو بود ولی بر زمین نبود
آنقدر داغ بود تنت که کویر نیز
در ظهر تیر ماه چنین آتشین نبود
ابراز عشق کردم و گفتم که پیش من
یکباره ناز میکنی اما چنین نبود
آنگونه نازنینی و زیبا که آفتاب
در چشمهای روشن تو میرود به خواب
تو امتداد خواب خدایان باستان
در امتداد فاجعه ی تلخ داستان
بی تو تمام زندگی من جهنم است
نوروز هم برای من دل محرم است
بی تو فضای سینه نیستان مولوی است
معنای واژه واژه ی نینامه غم است
با تو چقدر میشود از آسمان نوشت
با تو هرچقدر بماند دلم کم است
با تو فضای سینه پر از آفتاب و ماه
با تو فضای خانه پر از عطر مریم است
با تو قلم و تن حوا - به چشم من
زیباترین بهشت شرر خیز آدم است
چند وقتیست که مرا به تناسخ نشسته ای
در من روان حضرت عطار محرم است
اما هر آنچه پای دلم میرود تو را
از هفت شهر عشق تو در اولین خم است
باران سنگ اگر که ببارد از آسمان
با تو ستون خیمه ی آیینه محکم است
سرچشمه ی تمامی الهام های من
با تو غزل همیشه برایم فراهم است
تنها به خاطر غم دوریست - بی گمان
اوضاع شعر من اگر امروز در هم است
خانم به هم چه خوب گره خورده بختمان
از فرط عشق لحظه ی سوگند سختمان
یادش به خیر گفتم و گفتی که ماه مست
آمد و مرز من و تو را ناگهان شکست
دیگر تمام زندگی من کنار توست
یعنی که قطره قطره ی خونم نثار توست
هرکس که دشمن تو - مرا نیز دشمن است
هر که با تو دوست - عزیز دل من است
خانم غرور قامت و دست نوازشت
تنها تلقی من از واژه ی زن است
بی شک به یمن حادثه ی چشمهای توست
با من اگر چراغ شب عشق روشن است
نام همیشه سبز تو را داد می زنم
وقتی که تیغ فاجعه بر روی گردن است
آرامش تمامی دنیا برای من
یک شب فقط در کنار تو در خواب بودن است
اما چگونه میشود از خواب ابر گفت
در این قبیله که دلش از جنس آهن است
دیگر در این زمانه ی بی آسمان سرد
جز تو نمیشود به کس اعتماد کرد
جز تو هر آنچه هست دروغ است پیش من
حرف تو مثل شعر فروغ است پیش من
زیباترین حماسه ی آواز در لبت
شاخ نبات حافظ شیراز در لبت
من را بخوان که میشوم از فرط اشتیاق
واژه به واژه معنی پرواز در لبت
طوفان نوح می شود آغاز در دلم
وقتی که میشود بوسه آغاز در لبت
پیش لب تو حرف می و خم صحیح نیست
آنجا که آب هست تیمم صحیح نیست
قامت قیامت از تو نام است نام من
شبت بربریده ی عالم دوام من